ع. کرمی سه شنبه 25 آذر 1393 10:08 ق.ظ نظرات ()

بسم رب المهدی(عج)

شیعه

شیعه بودن به حرف نیست ، به اسم نیست ، به سجاده آب کشیدن نیست...شیعه یعنی کنار حسن(ع) باشی تا امامت مجبور نشود با دشمن صلح کند...

شیعه یعنی اگر امامت گفت نصف این سیب حرام است و نصف دیگرش حلال ، چون و چرا نکنی(1)...یعنی اگر امامت گفت برو در تنور شعله ور بنشین سراسیمه بروی و در تنور بنشینی(2)، شیعه یعنی ش ی ع ه ، شجاعت ، یاس از غیر خدا ، عدالت ، هراس از خدا؛شیعه یعنی هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسندی...

مدعیانی چون ما باید شیعه بودن را از آن کودک عراقی بیاموزیم که نان شب برای خوردن ندارد اما برای زائر امام حسین(ع)چای می ریزد...

همیشه کوفیان را به عنوان مردم بی وفا به امام مثال می زنیم ولی گویا آخرالزمان با هیچ قاعده ای سر سازش ندارد؛حسین(ع) جان!کجایی ببینی همین کوفیان برای زائرانت چه کردند؟؛یا علی(ع)!می بینی مردم دیاری که جواب سلامت را نمی دادند پای پیاده صد ها کیلومتر را به عشق فرزندت طی میکنند؟

عراقی ها خانه های خود را خالی می کنند و در اختیار زوار قرار می دهند ، نان شب خود را به زائرین می دهند ، از اربعین تا اربعین بعد پس انداز می کنند تا خرج زائر اباعبدالله کنند ، آن وقت موقعی که آن ها به زیارت امام رضا(ع) می آیند تا می توانیم از خجالتشان در می آییم و این یعنی انصاف خودمانی!

ما که ادعا داشتیم اهل کوفه نیستیم که علی تنها بماند ، پس آیا امام زمان(عج) علی زمانه نیست یا کوفیان آدم های بدی نبودند؟!آیا بیابان گردی تنهایی به حساب نمی آید یا ما زیر قولمان زدیم؟شاید هم منظورتان آقا سید علی خامنه ای است،در جواب همین بس که اگر تنها نبود در قنوت دعای مرگ نمی کرد...اگر تنها نبود جلبک های بنفش پوش جام زهر‌به‌دست نزدیک نمی شدند...بگذریم ، اصلا می شود به ما گفت "ما"؟ما ای که از حال همسایه اش بی خبر است ، از اشک یتیم بی خبر است ، از حال قوم و خویشان و مردم مظلوم فلسطین و عراق و سوریه و ... بی خبر است و ... و تنها چیزی که خوب می داند تعداد گل های رونالدو و امثاله است!

امام زمان(عج):

وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلی حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ(2)

اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما، علّت مخفی شدن ما از آنان چیزی نیست جز آن چه از کردار آنان به ما می‌رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.(2)


1:ابو خالد کابلی نزد امام صادق(ع)بود ، سیبی را نصف می کند و به امام می گوید:عقیده ی من به شما این طور است که اگر به من بگویی این نصف سیب حلال و نصف دیگرش حرام است به خودم جرئت نمی دهم بگویم چرا این طرف حرام و این طرف حلال است!!

2:امام صادق به سهل بن حسن خراسانی که ادعا داشت یاران امام زیادند و می گفت چرا قیام نمی کنید گفت برو و در این تنور(روشن)بنشین ، گفت اگر از من خطایی سر زده مرا عفو کنید ، گفت تو را بخشیدم ، سپس به هارون مكی که تازه وارد اتاق شده بود گفت برو و در تنور بنشین ، بدون این که چیزی بگوید رفت و در تنور نشست ، امام به آن مرد گفت:چند نفر از این مرد ها در سپاهت داری؟گفت هیچ...بعد رفتند و دیدند غلام صحیح و سالم چهار زانو در تنور ، میان شعله ها نشسته!سند:حارالأنوار 47 123 المناقب 4 237

3:احتجاج ، جلد 2 ، صفحه ی 315/بحارالأنوار، جلد 53 ، صفحه ی 177، حدیث 8